در متد مربوط به شناخت حرف مربوط به قرآن حرف و اهل بیت ( مربوط به علیهم حرف مربوط به السلام حرف ) گزارههای اولیۀ علوم انسانی از علوم تجربی زاده می شوند. و لذا مربوط به قرآن حرف اولین و ارجمندترین جایزه را به دانشمندان تجربی می دهد و در میان علوم تجربی اولویت را به «مواد شناسی» و «زمین شناسی» می دهد. زیرا این دو، مقدم بر دیگر پدیده هائی هستند که میتوانند موضوع پژوهش تجربی شوند: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابيبُ سُود- وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ كَذلِكَ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»:[1] آیا نمی بینید خداوند از آسمان آبی فرو فرستاده که به وسیلۀ آن میوه های مختلف (از زمین) برون آورده، و از کوه ها نیز لایه هائی آفریده شده سفید و سرخ و رنگ های مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه- و از انسان ها و جنبندگان و چهارپایان انواعی با رنگ ها و گونه های مختلف نیز این چنین. از بندگان خدا تنها دانشمندان در برابر خدا خشیت (سزاوارترین خشیت) را دارند.
توضیح: با توجه به این که در همۀ آنچه در این دو آیه شمرده شده اند، به «چرائی گوناگونی» آن ها توجه می دهد، اهمیت مواد شناسی و زمین شناسی بیشتر می شود. و نیز سخن در انسان نیز به محور مسائل جسمی و فیزیولوژیک می چرخد و در این جا هیچ مسئله ای راجع به علوم انسانی مطرح نیست.
حتی همین دو آیه، تبیین را می خواهند، نه اثبات را. اگر تبیین دچار اشکال و انحراف نباشد، ثبوت را می دهد و جائی و نیازی برای اثبات نمی ماند.
اما در این جا مطلبی هست که نباید از آن گذشت: اثبات گرائی ای که نماد آن پوزیتیویسم است، با ماهیت خودش، منافاتی با متد اسلام ندارد.
ماهیت اثبات گرائی پوزیتیویسم: این اثبات گرائی «واکنش دوم» بود در برابر «تعبّد گرائی» کلیسا که از انسان ها می خواست همه چیز را به طور چشم بسته از زبان کلیسا بشنوند و بپذیرند.
واکنش اول: پس از نهضت رنسانس به ویژه با رواج منطق و متد «بیکن»، طوفان حس گرائی، نه فقط تعبدگرائی کلیسا را محکوم می کرد، بل می رفت همۀ جنبه های انسانی را از زیست انسان حذف کند.
واکنش دوم: در برابر واکنش اول بود که اگوست کنت و همفکرانش موضع گرفته و گفتند: می توان علوم انسانی را نیز با متد واقعگرائی تحلیل کرد و موضوعات انسانی را به طور غیر متعبدانه و نیز غیر بیکن گونه، تفسیر، تحلیل و مستدل کرد.
با صرف نظر از برخی ابعاد پوزیتیویسم، این شیوه با شیوۀ منطق و متد مربوط به قرآن حرف و اهل بیت مربوط به علیهم حرف مربوط به السلام حرف ، در اصل واقعگرائی، سازگار است.
اسلام و مبانی مدیریت،ص327-328
[1] آیه های 27 و 28 سورۀ فاطر.
برچسب:
نویسنده: رها پورعلی