«دشواري تفكيك ميان آيات موجب آن گرديده كه باورهاي عجيب و غريبي براي بعضي از محققين اسلامي حاصل شود. به عنوان مثال معتقد ميشوند كه حيوانات نيز 1 خواهند شد. زيرا آيه «واذا الوحوش حشرت» را ميخوانند و چون براي آنها تفكيك دشوار است، به چنين باوري ميرسند.
در مبحث «انسان شناسي» خواهيم گفت كه تنها انسان به دليل تعالي روح و جسمش به والاترين درجه كمال ميرسد و به همين جهت لايق حشر ميگردد. و حيوان فاقد آن روح است. زيرا آن روح روحي است كه علاوه بر «روح نباتي» و «روح حيواني» به انسان داده شده و او داراي سه روح است: دشواري تفكيك مسائل زيادي پيش ميآورد و اين مسأله يكي از آنها است.
بهتر است به عنوان نمونه همين مسئله را بر اساس تفكيك آيات سورة تكوير ملاحظه كنيم ميفرمايد:
بسم الله الرحمن الرحيم ـ اذا الشمس كوّرت: آنگاه كه خورشيد منقبض گردد.
و اذا النجوم انكدرت: و نجمها منكدر شوند ـ كرههائي كه از خورشيد نور گرفته و به چشم ما نوراني ميآيند، بينور شوند.
تا اينجا موضوع بحث آيهها مرگ منظومه و كره زمين است.
و اذا العشار عطّلت: و آنگاه كه پرها خالي شوند.
و اذا الوحوش حشرت: و آنگاه كه عريانها پديدار گردند. ـ معناي اصلي وحشي، «لخت» و «عريان» است چون حيوانات لباس نميپوشند به همين خاطر به آنها وحشي گفته ميشود.
و اذا البحار سجرت: و آنگاه كه درياها مشتعل شوند.
اين سه آيه هم ناظر به نبأ عظيم و انفجار عظيم مجموعه كهكشانها هستند. و مراد از «خالي شدن پرها» آزاد شدن انرژيها در اثر انفجار همگاني است. و آيههاي سوم و چهارم سورة انشقاق، اين آيه را براي ما تفسير ميكنند. ميفرمايد: و اذا الارض مدّت ـ و القت ما فيها و تخلت. و مراد از «پديدار شدن عريانها» اين است كه در انفجار بزرگ فقط سه چيز ميماند: گاز، مذاب و انرژي، ديگر از اين همه موجودات كه در اشكال و لباسهاي مختلف هستند، خبري نخواهد بود، درخت از لباس درخت بودن، كوه از قيافه كوه بودن، سنگ از شكل سنگ بودن، كره از شكل كره بودن، منظومه از چهره منظومه بودن، و … و … خارج خواهند شد. آن روز همگي بدون اين قيافهها و بدون اين شكلها در آن عالمي كه دريائي از مذاب است خواهند بود.
و چهار آيه بعدي مربوط به احوالات محشر است:
و اذا النفوس زوجت: و آنگاه كه روحها با جسم، (مجدداً) آميزه شوند.
و اذا الموءدة سئلت: و آنگاه كه از زنده به گور شدهها سئوال شود.
بايّ ذنب قتلت: به كدام گناهي كشته شده است.
و اذا الصحف نشرت: و آنگاه كه نامهها (ي اعمال) باز گردد.
و سه آيه بعدي نيز به تعيين جايگاه بهشت مربوط است كه در بخش «جايگاه بهشت» بحث خواهد شد. و بقيه آيات اين سوره به نصايح و ارشاد و هدايت مردم ميپردازد.
تفسير آيه «اذا الوحوش حشرت» بر اينكه وحشيها محشور خواهند شد، نميتواند درست باشد. زيرا هنوز يك آيه پس از آن در خصوصيات نبأ عظيم بحث ميكند. و حديث قابل قبول (يعني حديثي كه سند آن در حد «موثق» باشد) نيز براي اين تفسير وجود ندارد./ حيوانات محشور نخواهند شد. راجع به اين موضوع چند حديث هم هست كه دلالت بر حشر حيوانات دارند. كه بعضي از آنها اشكال سندي دارند و بعضي ديگر به «نامه اعمال» مربوط هستند.
برچسب:
نویسنده: رها پورعلی