آیة محکمة: علم آن است که شناخت یک آیه از آیات تکوینی باشد.
محکمه: آیه ای که، فرمولی که، شیئ شناسی ای که به حد محکم برسد. شناختن هر پدیده و هر فرمول از پدیده ها و قوانین طبیعت وقتی که به حد «شناخت استوار» برسد و نتیجۀ علمی و عملی بدهد، محکمه می شود و الاّ هنوز هم در حیطۀ تشابه و «آمیختگی از علم و جهل» قرار خواهد داشت و نمی توان به آن علم گفت.
با بیان دیگر: رابطۀ فکری انسان با پدیده های جهان و مخلوقات خداوند، به سه گونه می تواند باشد:
1- جهل محض.
2- علم آمیخته با جهل، در حدی که مفید فایده ای نباشد. در اینصورت آن آیه، آن پدیده برای انسان آیه است اما آیۀ متشابه است نه آیه محکمه.
3- علم به آن به حدی برسد که (گرچه علم مطلق نباشد، زیرا مطلق فقط ازآن خدا است) مفید فایده ای باشد. در این صورت آن پدیده یا آن فرمول می شود آیۀ محکمه.
محکم و متشابه در آیه های «کتاب تدوین»= قرآن نیز همچنین است؛ هر آیه قرآنی که پیام آن کشف شده و روشن باشد، آیۀ محکمه است و هر آیه ای که هنوز جان پیام آن کشف نشده آیۀ متشابه است و لذا با گذشت زمان و با حرکت تاریخ آیه های متشابه به آیه های محکمه مبدل می شوند. از باب مثال: آیه «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاج»[1] یک آیۀ متشابه بود؛ می گفتند؛ چرا قرآن به جای لفظ «مشج» که به معنی «مخلوط» است و انسان از دو نطفۀ مرد و زن به وجود می آید، لفظ «امشاج» را که به معنی «مخلوط ها» است آورده؟ با گذشت زمان و کشف آیه های تکوینی و آفرینشی، روشن شد که هر دانۀ نطفۀ زن یا مرد از صدها کروموزوم تشکیل یافته و حامل آنهمه ژن است.
این کشف آیۀ تکوینی، معنی این آیۀ تدوینی را برای ما کشف کرد و معلوم شد که چرا قرآن لفظ «امشاج= مخلوط ها» را برگزیده است و هر دو آیه[2] از موضع تشابه خارج شده و در موضع محکمه قرار گرفتند.
[1] آیۀ 2 سورۀ انسان.
[2] یعنی هم آن آیه تکوینی و هم این آیۀ تدوینی قرآنی.
منبع: آسیب شناسی حوزه،ص 106-107
برچسب:
نویسنده: رها پورعلی