امتیازات تفسیر المیزان:
1- مسائل و موضوعات را به طور مشروح و مبسوط آورده و مانند تفاسیر دیگر از آن جمله تفسیر بیضاوی، به خلاصه گوئی نپرداخته است.
2- موضوعات و مسائلی از علوم اجتماعی را به شکل نو به مباحث تفسیری وارد کرده است.
3- از خرافه گرائی پرهیز و به واقعیت ها گرائیده است.
4- بیان و ادبیاتش با ادبیات علوم انسانی روز تا حدودی سازگار است.
موارد کلی نقد:
1- مباحث اجتماعی تا سورۀ یوسف که همگام با تفسیر رشید رضا (المنار) رفته، جالب است. پس از آن تا حدود زیادی رنگ می بازد. شاید علت این افول «عدم تقابل» باشد زیرا رشید رضا تا سورۀ یوسف رفته. وقتی که یک نویسنده با نظر دیگری در تقابل نباشد زمینه بحث، گسترده نمی شود.
2- نظر به این که مرحوم طباطبائی با کیهان شناسی اصیل اسلامی آشنائی ندارد و 9 فلک ارسطو مانع از تصویر آن در نظر ایشان بوده، در تفسیر آیات کیهان شناسی و جهان شناسی، از عهده کار برنیامده است همان طور که همه مفسرین در این مسئله چنین هستند.
ایشان پذیرفته بود که کیهان شناسی ارسطوئی مردود است اما جایگزین آن را از مکتب قرآن و اهل بیت(ع) در نیافته بود و معروف است که می گفت: اساساً کیهان شناسی ارسطو که باطل شده ربطی به فلسفه ارسطو نداشت.
و این از آن مرحوم (اگر نقلش صحت داشته باشد) بس شگفت است زیرا ارسطو 9 عقل از عقول عشرۀ خود را بر 9 فلک تطبیق می کرد، بطلان کیهان شناسی او به مثابۀ بطلان عقول عشره او می باشد و نتیجه آن بطلان کل فلسفه ارسطو است گرچه امروز مرتجعان ما دو دستی به آن چسبیده اند.
مطالب به حدی واضح است که گمان نکنم نقل بالا از مرحوم طباطبائی، صحیح باشد.
3- یکی از مبانی اساسی المیزان «اعتقاد به عالَم مجردات» است در حالی که زمان چنین تصورات خیالی سپری شده و از مسلّمات علمی است که در هستی غیر از خدا هیچ چیزی مجرّد از زمان و مکان نیست و این قبیل باورها وقتی تصور می شد که علم بشر «ماهیت زمان» و نیز «ماهیت نور» را نمی شناخت؛ نور را مجرّد از مادّه می دانست ملائکه را نیز از همین طریق دارای ماهیت مجرد تصور می کرد.
هر چیز (غیر از خدا)، متحرک، متغیّر، دارای ابعاد و محدود است یعنی ماهیتاً مشمول زمان و مکان است.
4- عدم استفاده کافی از احادیث.
5- در همان استفاده غیر کافی از احادیث، به حدیث های سنّی و یا به حدیث های تفسیر علی بن ابراهیم (که اکثر مطالب آن از ابوالجارود واقل آن نیز از شاگرد علی بن ابراهیم است نه از خود او) بسنده کرده و از تبیین های اساسی اهل بیت(ع) محروم مانده است.
6- نو آوری های المیزان- در غیر از اجتماعیات که گذشت- بیش تر ماهیت یونانی دارد و لذا نمی تواند چنان که باید زیر بار «عالم ذرّ» که زیباترین و علمی ترین و حتی پایۀ زیبای «حیات شناسی» است[1]، برود. و یا «معراج جسمانی» را به طور به اصطلاح «پا در هوا» رها می کند با آن همه نصوص قرآنی و حدیثی. زیرا چنین چیزی در فلسفه ارسطوئی جائی ندارد. و موضوعات و مسائل دیگر... .
نقد بالا از ارزش واقعی المیزان نمی کاهد چند سطر بالا... به این جهت است که با همۀ ارجمندی المیزان نباید آن را به یک بت تبدیل کنیم که متاسفانه چنین شده و پژوهشگران جوان را بی چاره کرده است؛ طوری در برابر المیزان تحقیر شده اند که به خود اجازۀ اندیشه و تفکر نمی دهند. آیا المیزان برای تحقیر ذهن ها و به بند کشیدن استعدادها، نوشته شده!؟! آیا چنین تصوری ستم نابخشودنی بر مرحوم طباطبائی نیست؟!
یک تحرّک مبارک در حوزۀ علمیه پدید آمده که شخصیت زدگی ها تا حدودی کنار رفته و می رود اما صدرائیان سخت می کوشند که شخصیت زدگی دربارۀ مرحوم طباطبائی همچنان باقی بماند و مانده است و اینان در این کار نا مبارک شان موفق شده اند و نظریه های آن مرحوم به طور مطلق پذیرفته می شود به طوری که در نظر جوانان پژوهشگر از سخنان اهل بیت(ع) و حتی از قرآن پیشی گرفته است، قرآن همان را می گوید که در المیزان آمده است و بس. !!!
منبع:کتاب دودست خدا
برچسب: نقاط قوت وضعف تولید انرژی الکتریکی,نقاط قوت وضعف انسان,نقاط قوت و ضعف انرژی الکتریکی,نقاط قوت وضعف دانشگاه آزاد,نقاط قوت وضعف روابط عمومی,نقاط قوت و ضعف اموزش پرورش,نقاط قوت وضعف درس ریاضی,نقاط قوت وضعف یک معلم,نقاط قوة وضعف معلم,نقاط قوت وضعف ارزشیابی توصیفی,
نویسنده: رها پورعلی